آخرین خبرها.اخباراسلام.اخبار شیعه.اخبار شیعیان.اسلام.شیعه.اهلسنت.سنی.مسیحیت.زرتشتیت.وهابیت.بهائیت

اسلام ایرانیان و عمربن خطاب

برخی از علمای اهل تسنن براین عقیده اند که اسلام ایرانیان مرهون فتوحات عمربن خطاب است ولذا ایرانیان باید کف پای عمر بلکه سم اسب عمر را ببوسند!

 

«اسلام پرس: Islam-Press.Net»

 

اختصاصی اسلام پرس: اخیرا برخی از علمای اهل تسنن یا از روی عمد وبه قصد ایجاد تفرقه بین شیعه وسنی یا از روی جهل وبی اطلاعی از تاریخ درمحافل ومجالس جمعی مطرح کرده اند:چون ایران درزمان عمربن خطاب فتح شده پس اسلام ایرانیان مرهون او است وبرایرانیان لازم است کف پای عمر وکف سم اسب عمر را ببوسند!


اگر اسلام آوردن مردم ایران درسایر فتوحات مانند اسلام آوردن اهل مدائن بوده اسلام آنها هم مورد قبول وتایید اسلام است همان طور که تاریخ شهادت می دهد فتوحات عمر بازور شمشیر بوده واگردرهمان فتوحات مردم با میل ورغبتی باطنی به اسلام گرویده باشند شکی نیست که گرایش آنان به خاطر سلامت نفس خودشان بوده واینکه آنان در جست وجوی دین حق بوده اند.

 

دراین صورت اگر افتخاری هست این افتخار به خودشان بر می گردد نه به عمر بن خطاب واگر ایمانشان از روی ترس ووحشت و زور بوده نه تنها مایه ی افتخار وسربلندی عمر وپیروانش نمی شود بلکه مایه ی سرافکندگی وشرمندگی آنان می گردد زیرا اقرار اعتراف و ایمان با اجبار و اکراه از دیدگان قرآن وعترت پسندیده ومقبول نیست.


اخیراً برخی از علمای اهل تسنن یا از روی عمد وبه قصد ایجاد تفرقه بین شیعه وسنی یا از روی جهل وبی اطّلاعی از تاریخ  در محافل و مجالس جمعی مطرح کرده اند: چون ایران درزمان عمربن خطّاب فتح شده پس اسلام ایرانیان مرهون او است و بر ایرانیان لازم است کف پای عمر وکف سم اسب عمر را ببوسند!.


از آنجا که طرح اینگونه مسائل واهی وبی اساس افراد بی اطّلاع از تازیخ را تحت تأثیر قرار می دهد لازم  دانستیم به عنوان دفاع از اهل بیت عصمت وطهارت علیهم السلام این مطلب عوام فریبانه و منحرف کننده را به صورت اجمال وسربسته پاسخ دهیم به شرط اینکه علما واندیشمندان اهل تسنن ما را دراین امر مهم یاری و پشتیبانی کنند ونگذارند افراد فرصت طلب به عنوان عالم سنّی با طرح مسائل سست وبی پایه اتحاد و همبستگی شیعه وسنی را درهم شکنند وما را بر آن دارند که مطالبی را که تا کنون از نقل آنها دریغ ورزیده ونخواسته ایم آشکار سازیم به میان مردم آوریم.


بنابراین از آنجا که هدف وانگیزه ی ما دراین مطلب علمی وتاریخی این است که معلوم کنیم آیا عمر بن خطّاب شایسته ی تقدیر وتشکر هست یا…

پس شبهه افکن باید جنبه ی شنیدن پاسخ را داشته باشد.


*محوریت فتوحات عمر

در فتوح البلدان بلاذری صفحه ی 253 آمده است:


سپس عمرمردم را به جنگ با عراق ( که در آن زمان بخشی از آن جزء ایران بود ) فراخواند ولی مردم توجهی به  فراخوانی عمر نکرده واز جای خود حرکت نکردند. وقتی عمر بی توجهی وبی میلی مردم را در جنگ با ایران مشاهده کرد گفت: اگر شما به جنگ نمی روید من خودم به تنهایی خواهم رفت. درهمین گیر و دار بود که گروهی از قبیله ی ازد به قصد جنگ در شام درحرکت بودند عمر آنان را به عراق (که قسمتی از ایران بوده است) گسیل داد وبه غنائم آل کسری ترغیبشان کرد.

 

 

*قرار داد عمر با جریر بر سر غنائم ایران

 

و نیز درفتوح البلدان بلاذری صفحه ی 253 و نیز در تاریخ واقدی و تاریخ طبری و تاریخ ابن اثیر پیرامون این موضوع آمده است:

هنگام جنگ با عراق  جریر بن عبدالله  نزد عمر آمد و رفتن به جنگ را مشروط  به اختصاص ربع غنائم برای خود و گروهش نمود وعمر این شرط را پذیرفت. آنگاه به جانب عراق رهسپارشد.

 

*دستور پیامبر به علی بن ابی طالب درباره ی عرضه ی اسلام قبل از جنگ


مولای متقیان فرموده اند:هنگامی که رسول خداصلی الله علیه وآله وسلم، مرا به جانب یمن اعزام کرد فرمود: ای علی مبادا با احدی جنگ کنی مگر اینکه اول اسلام را به او عرضه کرده باشی قبل از دعوت به اسلام با احدی جنگ مکن. به خدا قسم اگر خداوند به دست او یک نفر را به راه راست هدایت کند اجر و پاداش آن برای تو بهتر وگران بها تر از هرچیزی است که خورشید از هنگام طلوع تا غروب برآن بتابد وتو بر آن ولایت داشته باشی
یا علی اگر خداوند به واسطه ی تو یک نفر را هدایت کند، مزد و پاداش آن برای تو بهتر وارزشمند تر از دنیا و آنچه در آن است می باشد.


این بود نمونه ی کوچک از توصیه های پیامبر به نیروهای اعزامی جهت جنگ با کفار ومشرکین که تأکید فرمودند: تمام توان خود را مصروف هدایت و ارشاد بندگان خدا بنمایید وکمترین اشاره ای به امور مادی وغنائم نفرمود.

اما عمر بن خطاب سپاهیانش را به غنائم آل کسری ترغیب می کند وپیش پیش با فرماندهانش قرار دادغنائم می بندد!.


حال یک پرسش از جوانان پیرو حقیقت:

همان طور که به طور مستند ومستدل معلوم شد فتوحات عمر بر محوریت ذخارف دنیا و مطامع مادّی بوده واسلام و قرآن در حاشیه ی آن بوده است حال باز هم می گویید که اسلام ایرانیان مرهون ومدیون شمشیر امثال عمربن خطاب می باشد!؟


*بلایی که بر سر ایرانیان آورده شد تاریخ یاد ندارد

 

در تاریخ الامم و الملوک طبری، جلد چهارم، صفحه ی 135 آمده است که:

سعید بن مرزبان نقل کرده مردی از قبیله ی عنبس که درجنگ عمر با ایرانیان شرکت داشت برایم تعریف کرد که در آن روز (جنگ با ایرانیان) بلا ومصیبتی برمردم ایران وارد شد که تاکنون هیچ قوم وملتی به آن مصیبت گرفتار نشده اند.  بعد از اینکه لشکر ایران شکست خورد و به دست سپاه عمر گرفتار شدند کارشان به آنجا رسید که یکی از سپاهیان عمر یک ایرانی را نزد خود می طلبید وقتی پیش می آمد اسلحه ی او را می گرفت وبا همان اسلحه او را می کشت! وباز بالاتر از این بالاتر برایت بگویم: (بلا ومصیبت ایرانیان از دست سپاهیان عمر بن خطاب به آنجا رسید که) سپاهیان عمر دونفر ایرانی را فرا می خواندند وبه یکی دستور می دادند رفیقش را بکشد.

 

ای حقجویان و پیروان حقیقت و راستی!

پیامبر اسلام درکدام جنگ ها با اسیران این طور برخورد می کند!؟


آری این عمل سپاهیان عمر پاسخ همان نان وحلواهایی بود که مردم شریف وبشردوست ایران به سپاهیان عمر می دادند!

سخنی با برادران اهل تسنن
سپاهیان عمر بر چه اساسی مرتکب آن کارهای نامشروع شدند…؟
درکدامیک از جنگ ها رسول خدا (صلی الله علیه و آ له وسلم ) مردم را برای دستیابی به غنیمت به جنگ فرستاد!؟
درکدامیک از جنگ ها اسیران را کشت!؟
درکدامیک از جنگ ها به اسیران دستورداد رفیقشان را بکشند!؟
درکدامیک از جنگ ها دستور داد اموال شخصی مردم را غارت کنند وبه یغما ببرند!؟
درکدامیک از جنگها قبل از رفتن به جنگ سهم غنائم آ نان را تعیین فرمود!؟
درکدامیک از جنگها دستور داد کسی را که اقرار به شهادتین کرده، بکشند!؟
آیا فتوحات عمر به همان صورت بود که پیامبر به علی بن ابی طالب فرمود!؟
آیا جواب نان وحلوای مردم ایران قتل وغارت وجنایت است!؟
آیا این برخورد با اسیران همان برخورد علی بن ابی طالب وفاطمه وحسن وحسین (علیهم السلام) با اسیر بود که باعث نزول سوره ی «هل اتی» شد «و یطعمون الطعام علی حبه مسکینا ویتیما واسیرا…»؟
آیا سپاهیان عمر با این برخوردهای ناجوانمردانه ووحشیانه می خواستند رضای خدا و بهشت را به دست آورند! یعنی با ظلم وجنایت بی نظیر می خواستند خود را مشمول این آیه سازند: «یبتغون فضلا من الله ورضوانا وینصرون الله ورسوله» سوره ی حشر آیه ی ۸
آیا این برخوردهای وحشیانه مایه ی افتخار وسربلندی است که مردم ایران کف پای فرمانروایش (عمر) را ببوسند یا مایه ی ننگ و شرمندگی و سرافکندگی است که مردم به او…؟

 

*اگر گفته شود جنایات سپاهیان عمر ربطی به اوندارد!


اولا:چنانکه به صورت مستند ومستدل در صفحات قبل دانسته شد فتوحات عمر درایران بر محوریت خدا و پیامبر و قرآن نبوده است، بلکه بر محوریت غنائم آل کسری ومطامع مادی بوده است.

ثانیا:ما از مدافعین عمر بن خطاب می پرسیم:
آیا ایشان در طول این جنگ ها وبعد از جنگ ها عملکرد سپاهش و نحوه ی برخورد وحشیانه وناجوانمردانه ی برخی سپاهیانش با مردم شریف ایران آگاه شده یا نه؟
آیا شرح وقایع را پرسیده وخبرنگارانش تمام وقایع را برای او گفته اند یا نه؟

اگر بگویید به طور کلی آگاه نشده وخبرها به او نمی رسیده پس باید گفت:وامصیبتا!


-وامصیبتا بر مردمی که رهبر وفرمانروایشان از کارهای آنان هیچ خبری نداشته وهیچ پرس وجویی نمی کرده است!
-وامصیبتا بر کسانی بر آن مردمی که نه تابع قانون الهی بوده اند ونه تابع فرمانروا ورهبر خود!

اگر عمر از جنایات مذکور آگاه شده پس چرا عمر کسانی را که به نام سپاه اسلام آن جنایات هولناک را مرتکب شدند مؤاخذه نکرد وبه آنان نگفت چرا با این کارهای خلاف شرع آبروی اسلام ومسلمین را بردید؟
چرا هیچ یک از عاملین جنایت را توبیخ وسرزنش نکرد؟

کتاب پیشنهادی پیرامون این موضوع:اسلام ایرانیان وعمربن خطاب، نوشته علامه عطائی اصفهانی

 

سایت خبری، تحقیقی اسلام پرس
Islam-Press.Net

 



ارسال نظر

 

نـظـرات تـوهـیـن آمـیـز درج نـخـواهـد شـد. نـظـرات طولانی و کپـی شده از دیـگـر رسانه ها، درج نخواهد شد. نـظرات حدّاکثر تا دو هفته پـس از نشر مطلب تأیید خواهد شد.

ديدگاه شما :


نويسنده ديگاه :سیداحمد حسینی شاهرودی  |  تاريخ ارسال : 1 , آوریل , 2012

سلام ممنونم
با افتخار کامل لینک شدید..
اگه مایل به لینک ما بودید…خوشحال میشیم
http://sid133.blogfa.com/حقانیت شیعه

نويسنده ديگاه :سارا  |  تاريخ ارسال : 5 , آوریل , 2012

گویا شما بیشتر دارید تفرقه اندازی میکنید اگر علما اهل سنت یک کلام گفتند شما چند کتاب دروغ تحویل دادیدمعلوم نیست اینها را از کجا می اورید به ما هم ادرس بدهید ما که در کتب تاریخ اسلامی اینها را پیدا نمیکنیم پس لطف کنید از کتابهای انگلیسی دست بردارید فایده ای ندارد اهل سنت بیدارتر از این حرفهاست اینقدر حالتان را خراب نکنید به دنبال اصل اسلام باشید از گناه دیگری شمارا پرسشی نیست او عمر دامادعلی بود

نويسنده ديگاه :islam  |  تاريخ ارسال : 7 , آوریل , 2012

پاسخ مدیرسایت به کامنت سرکارخانم سارا:سلام اگربیان حقایق تاریخی تفرقه اندازی باشد، پس دیگر حقیقت هیچ ارزشی ندارد!چراکه وقتی در معنی وحدت مانده ایم ووحدت را بیان نکردن حقایق آن هم ازکتب خودشان!چون به بعضی خدای نکرده برنخورد !معنا کرده ایم،فاتحه ی اسلام ومسلمین راباید خواند!دینی که پیروانش نتوانند بدنبال حقایق باشند دین نیست بلکه غل وزنجیریست که برپای مردمان می بندند!ومهمترازهمه فکرشان رادرمحدوده ای خاص وآنهم چون برخی لفظ صحابه گرفته اند پس نقدشان نکنید!؟گناه من چیست که زمانه صدها سال روزتولدم رادیرانداخت تا لفظ صحابه نگیرم وبی هیچ حساب وکتابی به بهشت بروم!؟چراکه اونوقت من هم صحابه میشدم ونقدکردنم منطقه ی ممنوعه!درضمن آدرس دقیق از کتب علمای شما دادم شما حتی زحمت مراجعه به کتب خودتان راندادید وتهمت دروغ به مازده اید اگرهم دروغی درکارباشد متوجه کتب ونگارنده ی آن که علمایتان باشد،میشود نه ما!چراماباید جواب ندانم کاری علمایتان رابدهیم؟ درضمن به قول خودتان اهلسنت بیدارترازاین حرفا هستند وفرق کتب عربی که نگارنده ی آن فردیست پیرو سقیفه بنی ساعده وکتب انگلیسی رابهترمیداند،قضاوت را به همین گروه بیدارمحوّل نمائیم!درضمن بارها وبارها نیزبه این پرسش که آیا عمرامّ کلثوم فرزند حضرت زهراء،راگرفته است یافرددیگر را پاسخ داده ایمواین چیزهادیگرنخ نما شده است.درضمن برفرض محال(فرض محال که محال نیست)عمرداماد ایشون باشد،مگرابن سعد یکی ازمسبّبان واقعه کربلاء داماد(شوهرخواهر مختار)نبود؟امّا مختار اورا به درک واصل کرد.ونکته ی پایانی اسلام آمده است تاتبعیض هارا ازمیان ببرد نه اینکه خود باعث تبعیض شود( چون فلانی بافلانی خویشاوند است پس حورالعین مشایعت کنند تاجایگاهش دربهشت!!!)درضمن اگر رابطه ی امام علی ونظرایشون با ابوبکر وعمربخواهید به این ادرس واین کلام دقت زیادنمائید:
كَرَاهِيَةً لِمَحْضَرِ عُمَرَ .
و همچنين ابوبكر را استبدادگر مي دانست :
وَلَكِنَّكَ اسْتَبْدَدْتَ عَلَيْنَا بِالأَمْرِ
صحيح بخاري: 5/82 ، ح4240 .

نويسنده ديگاه :فاروق  |  تاريخ ارسال : 9 , آوریل , 2012

سلام
خجالت اور هستش اسم این سایت اسلام پرس باشه
عمر رهبر و خلیفه مسلمانان بوده 6 میلیارد قبولش دارند
مسلمانت کرده و به اسم مسلمان هم بهش تهمت میزنی
از این به بعد برو اسم سایت خودت رو بگذار شایعه پرس

نويسنده ديگاه :فاروق  |  تاريخ ارسال : 9 , آوریل , 2012

ببخشید 1میلیاد و خردی

نويسنده ديگاه :islam  |  تاريخ ارسال : 9 , آوریل , 2012

پاسخ مدیرسایت به کامنت فاروق:عرض سلام خدمت شما
میشه منظورتون روازخلیفه ورهبرمسلمین بیان کنید!؟خلیفه ای که اصل خلافتش زیرسوال هست چطور بایدازاو اطاعت کرد!؟درمذهب شما این اصل وجوداردکه خلیفه مسلمین توسط شورا انتخاب میشود حال برادرگرامی میشه بفرمائید این قاعده را چرا ابوبکر،رعایت نکردو به قول خودتان نگذاشت خود مسلمانان خلیفه خودشونو (طبق مذهب خودتان)انتخاب بکنند!؟نه تنها ازنظرمذهب وعقیده ی ما خلافت خلفای ثلاثه نامشروع است بلکه ازدیدگاه خودتون نیز خلافتشان زیرسوال است.
درضمن فرمودی6میلیاردمسلمان ایشونو قبول دارندبرادرازچه قاعده ی ریاضی وضرب وتقسیمی استفاده کردی که به این آماردست پیداکردی!؟فرمولش روبه ماهم میدید تادرکتاب گینست اونو به اسم خودتون ثبتش کنیم!!!
برفرض هم 6میلیارد قبول عزیزکثرت نفرعلامت حق بودن نیست که اگراین چنین بود اکثریت مردم خدای یگانه ای که ادیان الهی قبول دارند رانمی پرستند(بودایی ها که خودبه تنهایی جمعیت آنان به میلیارد میرسد،هندوها که جمعیتی زیادراشامل میشوند،لائیک هاوکمونیست هاو…)پس اگراین چنین باشد آنان برحقّند(طبق فرمایش خودتون)!!؟
درضمن چنان سخن می گویی که هرفردی آشنابه اساس اسلام باشد،دین هرفردی مدیون حقانیّت آن دین مدّنظر،حقیقت پذیری یاعدم حقیقت پذیری شخص،وابلاغ صحیح ودرست وحی ازخداوندبه مردم میباشد!حال شما هیچ سهمی برای هیچ کدام ازاینانی که شمردم برجای نزاشتید.! اسلام ایرانیان مدیون حقیقت اسلام است یااشخاص!؟که اگراین چنین بود پیامبرخدابرسایرین مقدّم بوده وهست ودرآینده نیزخواهدبود..
به امیداینکه نورخداونددردلهای مؤمنین جای بگیرد.باتشکرازحضورشما

نويسنده ديگاه :بررسی شجاعت جانشینان پیامبر | اسلام پرس  |  تاريخ ارسال : 11 , آوریل , 2012

[…] آیا اسلام ایرانیان مدیون عمر است؟ […]

نويسنده ديگاه :islam  |  تاريخ ارسال : 11 , آوریل , 2012

شماچی فکرمیکنید
لینک مقاله سایت پیرامون این موضوع:http://islam-press.net/332/

نويسنده ديگاه :محمد  |  تاريخ ارسال : 19 , آوریل , 2012

السلام علیک ایتها الصدیقه شهیده
سلام
در جواب اقا فاروق که میگه دومی را 1.5میلیارد قبول دارند همین بسکه
تعداد انسان های مهم و فهمیده(دانشمند عالم و…)خیلی کمتر از عوام
جمعیت دلیل خوبی برای توجیه حرفت نیست بیشتر مطالعه کن

نويسنده ديگاه :احمد صیام  |  تاريخ ارسال : 26 , آوریل , 2012

من فکر می کردم این وب سایت وبسایت درست است، ولی می بینم که در این وبسایت تفرقه بین اصحاب رسول است، متأسفانه در این قرن 21 آنچه برادران شیعه ما می گویند قابل قول نیست و حتی اسلام مخالف آن افکار است از همین خاطر ملیونها ملیون شیعه در کشورهای اروپایی و امریکایی به مسیحیت روی آروده اند، اسلام منطق می خواهد نه اینکه هر دو پا را در یک کفش کرده بگویی خدا یک خداست آنچه ما می گوییم درست است. شورا مشورت اصل است در اسلام ولی شما با گفته های تان رد می کنید….
——————————————————————————————————————————————–
دوست عزیز مهم نیست شماچی فکرمیکنید مهم اینه که انسان بدون حبّ و بغضی به بیان حقیقت بپردازه درضمن چگونه ممکن است ماکه به بیان آنچه درکتب شما اهل تسنّن هستش،متّهم به ایجادتفرقه میشویم امّا وقتی بخاری ارتداد اصحاب رابیان میکندتفرقه اندازنمی شود که هیچ کتابش راهمچون قرآن ختم می نمائید.
برای اینکه بدانید حرفام مستند هست به این آدرس مراجعه نمائید:http://islam-press.net/509/
برادرعزیزشما این آماررا ازکجا بدست آوردی که شیعیان به مسیحیّت گرویده اند ونه یکی نه دوتا نه سه تا بلکه میلیون ها!میشه اون سازمانی که همچین آماری تقدیم شما کرده است بفرمائید شاید به کارماهم اومد!مگراروپا کلا چندمیلیون نفرمسلمان شیعه دارد که دراین میون،میلیون ها نفرشون به مسیحیّت گرویده باشند!برای آشنائی با مستبصرین نیز به این قسمت مراجعه بنمائید:http://islam-press.net/category/mostabser/
درضمن مگرنمی فرمائید که اصل حکومت وخلافت برپایه ی شورا هست برادرگرامی بفرمائید این شورا کی وکجا درمورد عمر بن خطّاب اجراشد!؟پس اصل خلافت عمرنیززیر سوال هستش بااین فرموده ی شما!!!
برادربه عنوان یه رفیق به شما پیشنهادمیکنم که وقتی صحبت میکنید ابتدا تحقیق نمائید،فکرکنید وازعقل خودتون استفاده کنید سپس قول درست رابرگزین اجازه ندهید برخی ازشمابرای رسیدن به امیال ابلیسی خویش استفاده نمائند.
به امید جای گرفتن نورالهی درقلب های حقجویان…آمین.
والسّلام علی من التّبع الهدی

نويسنده ديگاه :امیر  |  تاريخ ارسال : 29 , آوریل , 2012

سلام ممنونم جوابم رو تا حد زیادی گرفتم به علاوه نتیجه گرفتم ما حق رو گرفتم و انحرافاتش رو کنار زدیم لذا اسلام شیعی رو اسلام حقیقی است پذیرفتیم

نويسنده ديگاه :عبدالغفار  |  تاريخ ارسال : 29 , آوریل , 2012

باسلام آیا حضرت زهرا به عمر ایمان داشت؟
—————————————————————————————————————————-
علیک سلام منظورتون از ایمان، ایمان به غاصب بودن عمر وبدعت گذاربودن ایشون هستش؟

نويسنده ديگاه :طاهره  |  تاريخ ارسال : 13 , می , 2012

آیا مردم ایران بعد از حمله رژیم بعث عراق، شیفته و پیرو صدام حسین شدند یا…؟؟! آیا تا به حال خود را مدیون کسی که به شما ظلم و جنایت کرده دانسته اید؟؟!!!!!
اصلا اگر ایرانیان از طریق خلیفه دوم اسلام واقعی آورده اند پس چرا بیش از 90% شیعه علی بن ابیطالب اند؟؟

نويسنده ديگاه :یک بنده خدا  |  تاريخ ارسال : 8 , ژوئن , 2012

مقاله بسیار خوبی بود. اگر قبول کنیم که ایرانیان زیر شمشیر عمر مسلمان شدند که خود این حرف بزرگترین طعن به عمر است که مردم را به زور مسلمان می کرد حال آنکه لا اکراه فی الدین. دوم اینکه مردم ایران اتفاقا اکثر تا سال ها بر همان دین سابق خود ماندند و پیشرفت اسلام کاملا تدریجی بود. چون مردم به زور دین را نمی پذیرند. پس اسلام ایرانیان نه به خاطر عمر بلکه بخاطر اولاد علی علیه السلام بود – پس از قیام و شهادت یحیی بن زید بن علی بن الحسین علیه السلام در خراسان- که به ایرانیها یاد دادند اسلام چیزی غیر از دین عمر است.
والا مردم ایران در زمان ابومسلم خراسانی با بنی امیه جنگیدند تا الرضی من آل محمد را به خلافت برسانند. حال اینکه اگر اجبارا مسلمان شده بودند این بهترین فرصت برایشان بود که از اسلام برگردند.

اما ذکر یک نکته ضرورت دارد و آن اینکه در سده اخیر بسیاری از روشنفکران و متاسفانه بسیاری از متحجرین تلاش کردند بگویند میان ایران و اسلام ضدیت وجود دارد. همین امر باعث شد که اقشار متجدد ایرانی کم کم رو به ارتداد بیاورند و متاسفانه عده ای این ارتداد را رویگردانی از شیعه نامیدند حال آنکه افرادی که مرتد شده بودند اساسا اعتقاد قلبی به خدا و پیفمبر نداشتند.
من جا دارد از اینکه تلاش های احمدی نزاد و مخصوصا آن چفیه ای که برگردن کوروش انداخت نهایت تشکر را بنمایم. درود بر او که افسانه ضدیت اسلام و ایران را لگد کوب کرد.

نويسنده ديگاه :مجید  |  تاريخ ارسال : 24 , ژوئن , 2012

با سلام
خدمت سارا عرض شود که اگه چشم دیدن می داشتی اون حق خوری که توسط غاصبان بعد از وفات حضرت محمد(ص)رو در کتاب های خودتون می دیدی در ضمن چشات رو اگه خوب باز کنی آدرس مطالبی که بالا قید شده رو میبینی

نويسنده ديگاه :ldel  |  تاريخ ارسال : 27 , ژوئن , 2012

inha hichi navafahmand

نويسنده ديگاه :شیعه عاشق  |  تاريخ ارسال : 13 , جولای , 2012

سلام علیکم

اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد

باسلام

منبع را ذکر کنید

شما با افتخار لینک شد ید

اگر منت به سر ما بذارید
این آدرس وب لاگ ماست…….و لینکمان کنید

Haram-sheea.blogfa.com

نويسنده ديگاه :یحیی بلوچ  |  تاريخ ارسال : 8 , آگوست , 2012

لعنت الله وملائکه وکتبه ورسله علی کل روافض الخبیث

نويسنده ديگاه :مسلمان شیعه  |  تاريخ ارسال : 8 , آگوست , 2012

کسانی که به شیعه خرده می گیرند چرا دشمنان اهلبیت را تبری ولعن می کنن حالا چی شده خودشون زبان به طعنه و لعن گشودند!؟اگر استدلالی دارید بیان کنید مقاله اسلام پرس جامع و کامل بود همراه با منبع از کتب خودتون در ضمن اگر ترک کردن خلفای غاصب رافضی بودن است من با افتخار می گویم که من اولین رافضیم!

نويسنده ديگاه :سجاد  |  تاريخ ارسال : 21 , آگوست , 2012

لو لا علي (ع) لهلک عمر
گر علي نبود عمر هلاك مي شد.
آنها باید بیایند و خاک پای امیر مومنان را ببوسند.
http://valiasr-aj.com/fa/page.php?id=2143&bank=question&startrec=1

نويسنده ديگاه :حقیق  |  تاريخ ارسال : 28 , آگوست , 2012

ترسم نرسی به کعبه اعرابی این ره که تو میروی به ترکستان است

وقتی وارد این سایت میشی حالت خفقان به آدم دست میده، اینکار ها همش آب به آسیاب دشمن ریختن است و بس

نويسنده ديگاه :کاوه  |  تاريخ ارسال : 2 , سپتامبر , 2012

حضرت عمر (رض) سالهای سال در کنار رسول خدا (ص) معاشرت داشت در شادی ها غم ها در غزوه ها در همه حال یار و یاور پیامبر (ص) و اسلام بود و بعد از وفات پیامبر (ص) بزرگترین فتوحات را برای جهان اسلام به ارمغان اورد . و آرزوی پیامبر(ص) یعنی فتح بیت المقدس به دستان مبارک این شخص رخ داد.
فتوحات و خدمات و دست آورد های حضرت عمر(رض) آنقدر زیاد است که در این محفل نمی گنجد.
حال ما به عنوان فردی که 1300 سال پس از این صحابه زندگی می کنیم چه شیعه و چه سنی نمی دانم به چه دلیل و به چه حقی به اشخاص بزرگ صدر اسلام توهین و تهمت می زنیم .
خدا به داد همه مابرسد و همه ما را عاقبت بخیر کند …
انشالله

نويسنده ديگاه :پاسخ به کاوه عزیز  |  تاريخ ارسال : 2 , سپتامبر , 2012

سلام کاوه عزیز در اینکه عمر سالهایی کنار رسولخدا (ص) بوده است شکی نیست.اما درکنار آن حضرت بودن نشانه ی خوب بودن هست ؟نمی خواهم خدای نکرده به اعتقاداتتون توهین کنم ولی از قدیم گفتند در مثال مناقشه نیست عزیز خیلی از منافقین بودند که در کنار پیامبر بودند ولی خواستشون چیز دیگه ای بود.کاوه عزیز از قدیم گفتند و میگند که اعمال به نیت است.کاوه جان ظاهرا شما کتب خودتون رو هم نخوندید که در برخی از آنها به فرار ابوبکر و عمر اشاره کرده است.مثلا در کتاب کنز العمّال: ج۱۰/۴۲۴٫یا همچنین در کتاب المستدرک: ج۳/۱۱۱٫و خیلی های دیگه به این مطلب اشاره کرده است.که شما را به این پست ارجاع میدهم:
http://islam-press.net/%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%B1-%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%A8%D9%83%D8%B1-%D9%88-%D8%B9%D9%85%D8%B1-%D8%A7%D8%B2%D8%BA%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%AA-2/
البته برخی از علمای شما فرموده اند که این تاکتیک جنگی بوده است!خودتم بهتر میدونی که این توجیهی بیش نیست چرا که در این تاکتیک اگر آسیبی به جان پیامبر میرسید این تاکتیک کارساز بود؟
در ضمن در مورد فتوحات برادر گرامی عمر که در زمان پیامبر اینچنین از جنگ با کفار که قبیله بوده اند میترسیده چطور ممکنه به جنگ یک امپراطوری بنام روم یا ایران بره؟عزیزم مگر نه اینکه هیچکس را نمی توان به زر یا زور مسلمان کرد؟عزیزم اگر مردم ایران مسلمان هستند این به حقیقت یابی آنها برمیگرده مگر اندلس زمانی جزئی از قلمروی اسلام نبود ؟ پس چرا الان همین کشور که اسپانیای امروزی باشه از اسلام و مسلمان خبری نیست؟بهتر نیست بدون حب و بغض قضاوت کنیم!!؟

نويسنده ديگاه :desert21  |  تاريخ ارسال : 4 , سپتامبر , 2012

سلام بچه ها
منم بازی

فضای خوبی برای تبادل فکر و برجستگی حق و باطل ایجاد شده به لطف حضرت حجت عج …
من کوچیکه همه شماهام… منتها یه بحثی رو میخواستم مطرح کنم در باب لا اکراه فی الدین و … استفاده سوء استفاده گرها ازین آیه برای اثبات مجبور نبودن برای داشتن دین.

دوستان
بزرگواران
برادران و خواهران بزرگتر از من
لا اکراه فی الدین در کنارش آیه شریفه قد تبيين الرشد من الغي آمده
بابا فکر کنید به توازن ایه ها و مکمل بودن هر آیه با آیه قبل و بعدش..
تفسیرش با عقله ناقصم میشه :
در دین انتخاب اجبار نیست… چون راه ظلالت و و گمراهی و سعادت و رشد روشنه
یعنی کلا دو راهه
یا سعادت میشه انتخاب دین حــــــــــــــــــق
یا ظلالت که میشه شیطــــــــــــــــــــان..
کسی که دین نداره سعادت نداره داداش و خواهرای گلم

نويسنده ديگاه :راه بهشت  |  تاريخ ارسال : 20 , سپتامبر , 2012

با سلام در وهله اول خدمتتان عرض کنم که این سایت شما غصبی است در واقع آدرس یکی از وبلاگهای اهل سنت به نام راه بهشت بود که از نظر بنده شما آن را غصب کرده اید وبه نظر شما یک فتح بوده است.
در مورد اسلام ایرانیان که به تشیع خود افتخار می کنند باید مدیور حضرت شاه اسماعیل صفوی کبیر باشندکه تشیع را با چنین سرعتی و با کشتار هزاران هزار و تاراندن جم غفیری از مردم در ایران تثبیت کرد وباید کف پای او وسم اسب او و قزلباشهایش را ببوسند وهر روز از خدا بخواهند آنان را با حضرت شاه اسماعیل محشور فرمایند . که البته بنده معتقدم شاه اسماعیلی که به سن سی سالگی نرسیده وبر اثر افراط در زن بازی ومشروبخواری مرد هیچگاه رنگ بهشت را نخواهد دید.

نويسنده ديگاه :جعفری  |  تاريخ ارسال : 20 , سپتامبر , 2012

علیک سلام راه بهشت گرامی دوست عزیز آدرس سایت http://www.islam-press.net هست و همگان هم میدانند که این سایت در ماه رمضان پارسال دامنه اش خریداری شده است و قبل از آن نیز کسی آنرا به نام خودش ثبت نکرده است ثانیا اگر هم فردی دامنه را بر فرض محال قبلا خریداری کرده باشد وقتی که ما انرا ثبت کردیم آزاد بود و کسی آنرا ثبت نکرده بود ثالثا اگر وبلاگی بر روی این سایت احیانا فوروارد شده باشد به احتمال زیاد به کدی که در قالب آن وجود دارد بر می گردد نه به سایت اسلام پرس که شما با مدیر وبلاگ این موضوع را مطرح بفرمائید و علتش را جویا شوید.
ضمنا شما می فرمائید شاه اسماعیل با کشتار و جنگ تشیع را در ایران پدیدار کرد دوست عزیز من وکیل مدافع هیچ پادشاه و سلطنتی نیستم که از آن دفاع کنم چیزی که میتوانم بگویم اینگه جنگ و خونریزی در تمام ادوار بوده است مگر قبل از آن حاکمان سنی کم به مردم ایران خیانت کردن و خون آنها را در شیشه کردند سلسله ی غزنوی پدر مردم ایران را در آورد محمود و مسعود غزنوی این دو پادشاه سنی مشرب پدر مردم را در آوردند و سلسله های قبل از آن که جمله ی انها سنی و هرزه و میگسار بودند. اما بد نیست بدانی که قبل از اینکه حکومت هایی چون صفویه روی کار بیاید قرن ها قبل تز از آن آل بویه و طبرستان جملگی شیعه بودند و مردم ایران با انتخاب دین خود را انتخاب نمودند وبس که اگر کسی به زور شمشیر مسلمان میشد مردم روم و اندلس (اسپانیای امروزی)مسلمان می ماندند پس بهتر است کمی بهتر و بیش تر تفکر کنی و کلامت طبق اندیشه باشد نه سخن این و آن.

نويسنده ديگاه :وحید  |  تاريخ ارسال : 21 , سپتامبر , 2012

سلام،میخواستم باشما همکاری بیشتری داشته باشم.باتشکر

نويسنده ديگاه :خودی  |  تاريخ ارسال : 29 , سپتامبر , 2012

سلام
مطالب خوبی در این لنک و پاسخهای رد و بدل شده وجود داره، برای مدیر و همکاران این سایت آرزو موفقیت دارم اما در خصوص مطالبی که تحت عنوان مدیر بیان می شود لازم است به نکاتی توجه شود(البته به صورت خواهش جهت موفقیت بهتر و بیشتر):
1. در برخی از موارد لزومی به پاسخگویی نیست و در مواردی هم که نیازمند پاسخ است ضرورت ندارد حتما به عنوان مدیر سایت اقدام شود، لذا توصیه می شود که کمتر از عنوان مدیر استفاده شود.
2. انفعال و هم سویی با مطرح کننده شبهه در شیوه پاسخگویی از جمله مواردی است که میزان مقبولیت را کاهش می دهد، چرا که سایر کاربران چنین انتظاری را از مدیر سایت ندارند و تصورشان از مدیر علمی سایت صرفاً پاسخگویی علمی است نه هم رنگ شدن با کاربر در شیوه بحث
3. کلیت مطلب (آیا اسلام ایرانیان مدیون عمر است؟) قرار داده شده درست و به حق است، اما شاید نگاه همه جانبه به موضوع ایران و اسلام نشده، این مطلب در مورد جریان پیش آمده(عمر) درست است اما در مقابل برای کاربران ایرانی که تمایلی چندانی به اسلام ندارند یا ایمان ضعیفی دارند تردید ایجاد می کند، خود شما بهتر از هر کسی می دانید که ملی گرایان و مخالفان اسلام در ایران چه تبلیغاتی در مورد شیوه مسلمان شدن ایرانیان دارند و این مطلب شما تاحدودی تایید بر این مسئله است به عبارتی تمام دفاعی که مثلا امثال شهید مطهری در کتاب خدمات متقابل اسلام و ایران می کنند با این مطلب از ذهن انسان خارج می شود.
در هر حال تلاش و فعالیت شما در این عرصه شایسته تقدیر است موفق باشید.

نويسنده ديگاه :بسم الله تاجيك  |  تاريخ ارسال : 6 , اکتبر , 2012

خودتان بگوييد اگر عمربن خطاب (رضي الله عنه) به ايران اسلام نمي آورد شما چگونه مسلمان مي شديد
قبل از آن كه در ايران اسلام نيامده بود

نويسنده ديگاه :4یار  |  تاريخ ارسال : 9 , اکتبر , 2012

یاخداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

نويسنده ديگاه :مهدی  |  تاريخ ارسال : 13 , اکتبر , 2012

یک سوءال از دوستداران عمر :چرا وقتی زائران مدینه بخاطر وجود مقدس پیامبر رحمت (ص)ضریح مطهر ش را می بوسند حکم به ارتدادشان می دهید اما خجالت نمیکشید که بزرگانتان می گویند ایرانیها بایدکف پای عمر واسبش را ببوسند

نويسنده ديگاه :asadullakhan  |  تاريخ ارسال : 21 , اکتبر , 2012

کو خری کاین خری از تو باور کند.
یا شاید در ایران پیدا شود؟

نويسنده ديگاه :asadullakhan  |  تاريخ ارسال : 21 , اکتبر , 2012

حضرت سیدنا فاروق اعظم(رض)شما رامسلمان کرد وبالای عیوب تان پرده عصمت اسلام رابیانداخت.
واما افسوس وصد افسوس که مانند زنان روسپی پرده چی که لباس خود را پاره ورسوای دنیا واخرت شدید.

نويسنده ديگاه :محمد عمران خاموش  |  تاريخ ارسال : 24 , اکتبر , 2012

من از شما یک سوال دارم و آن اینکه،اگر عمر فاروق به نظر شخصی شما اینقدر بد بود، پس حضرت علی چرا نام پسر خود را عمر گذاشت؟
در ضمن اگر اسلام آوردن ایرانیان خواست درونی خود شان بود، پس کدام لشکر و لشکر کی ایرانیان را از ظلم و ستم ساسانیان مجوسی رهایی بخشیده و زمینه گسترش دین مبین اسلام را در ایران زمین مساعد ساخت؟

نويسنده ديگاه :محمد  |  تاريخ ارسال : 27 , اکتبر , 2012

جناب آقای محمد عمران در کدام یک از کتب مورد اطمینان آمده که حضرت علی(ع) نام فرزندان خودش رو عمر گذاشته در کتب خودتون اومده که خودش فرزند امام علی را به اسم خودش گذاشته بعبارتی برای خودش نوشابه اونم از نوع گازدار باز میکرده!وكان عمر بن الخطاب سمّى عمر بن عليّ بإسمه.

عمر بن خطاب، فرزند علي را از نام خويش، «عمر» نام‌گذارى كرد.

البلاذري، أحمد بن يحيى بن جابر (متوفاي279هـ)، أنساب الأشراف، ج 1، ص 297.

نويسنده ديگاه :محمد  |  تاريخ ارسال : 27 , اکتبر , 2012

جناب اسدالله اولا که حیف که شیعه علی همچون شما بد دهن نیست ثانیه که کسی که به سخن پیامبر مبنی بر تمسک به ثقلین جامه ی عمل بپوشد رسوای دنیا و آخرت میشود یا کسی که به بدعت های خلیفه ها دست میزاره!؟یا علی انت الصراط المستقیم

نويسنده ديگاه :مریم  |  تاريخ ارسال : 1 , نوامبر , 2012

بزرگترین دروغگو کسی است که حقیقت رامیداندولی به خاطر رسیدن به لذتهای دنیایی چشم وگوش خودرا برحقیقت بسته وهمیشه برای تبرئه خود به دنبال راه گریزاست لذا خداوند کریم این افرادرامنافق نامیده که از مشرکین هم بدترند وفرموده اینها {صم بکم عمی فهم لایعقلون} هستند درشب معراج خداوند بهشت ودوزخ را به پیامبر(ص) نشان داد که دردوزخ طبقه زیرین به نام تحت السقر جای منافقین است وبرروی ان مشرکین بعدیهودیان وبعدنصاری قرار میگیرند. بایدبدانیم که خداوند فرموده (هرکس رابخواهم هدایت میکنم وهرکه رابخواهم گمراه) درپایان دعا میکنم که خداوند افرادی راکه خواهان هدایت هستند وقابلیت هدایت دارند هدایت فرماید.

نويسنده ديگاه :ابراهیم  |  تاريخ ارسال : 4 , نوامبر , 2012

نخیر عمر دلش برای ایرانیانسوخت بلکه برای تاراج ثروت ایران این کار رو انجام داداگه زرنگ بودودرد دین داشت اول پدر خودشو هدایت میکردکه درحال کفر وشرک نمیره .از خدا بخواهیدهدایتتون کنه وگرنه شما هم با عمر در پایین ترین درجه جهنم محشور خواهید شد

نويسنده ديگاه :علی  |  تاريخ ارسال : 10 , نوامبر , 2012

برادر عزیزم نوشته ات را خواندم ازاینکه به اصطلاح دلسوزانه حرف وخودرا دلسوز اهل سنت دانستی ممنونم برادر عزیزم درکلیه کتب تاریخ اگه نگاه کنی فتوحات زمان حضرت عمرنوشته شده وحق گویان وحق جویان براین باورندبدگویی های ایرانیان به حضرت عمر فقط وفقط بخاطربه اسلام دعوت کردن به اسلام است اینقدر عزیزان آب به اسیاب دشمن میریزند که حد نداره پس اشک تمساع ریختن برای اسلام بی فایده است از گفتار افرادی مثل شما دشمن سوء استفاده میکنه وبه اسلام توهین میکنه بجای این حرفها بیاییم ازخوبیهای اسلام ویاران پیامبرحرف بزنیم انها گروهی بودند وازدنیارفتند اعمالشان را خودشان نزد خداوند جواب میدهند ما حرف خوب بزنیم تا دیگران ازما یاد بگیرند

نويسنده ديگاه :سعید  |  تاريخ ارسال : 11 , نوامبر , 2012

علی آقا مطلب دلسوزی نبود تنها دفاع از حریم ولایت و ساحت پیامبر و اهلبیت ایشان بود و این طور که من فکر میکنم این ساحت با این بیانش اینگونه به ما میگوید که خرابکاری خلفای ثلاثه و برخی از اصحاب را به پای اسلام و مسلمین تمام نکنیم فتوحات اسلامی همان فتح مدائن توسط سپاهیان اسلام بفرماندهی سلمان فارسی(محمدی) بود و تبلیغ اسلام در یمن توسّط مولانا امیرالمومنین، این کتاب هایی که اسلام پرس از آن یاد کرده همان کتاب هایی هستند که افسانه عبدالله بن سبأ رو درست کردند و به نقل از سیف بن عمر تمیمی در کتاب خودشون نقل کردند اونجا که به نفعتونه میگید درسته حالا که به زیان شماست میگین شما دارید خلیفه ی مسلمین را ال میکنید و بل!؟؟

نويسنده ديگاه :علی  |  تاريخ ارسال : 18 , نوامبر , 2012

اولا :لعنت خدا بر مدیر وب سایت احمقی مثل تو چه غرض کنم مدیر دست شویی هم نیستی ثانیا: در حدی نیستی که به شخصیت والای حضرت عمر توهین کنی چون اگه فقط کمی در مورد شخصیت والای آن بزرگوار تحقیق می کردی و اون رو وارد کله پر از مزخرفت می کردی به خودت جرات نمی دادی این مزخرفات رو تحویل دیگران بدی ثانیا:آخه جوجه در حدی نیستی جوابت رو بدم اول برو تحقیقت رو انجام بده بعد بیا مدیریت دستشویی روبه عهده بگیر و جوابت رو تحویل بگیر .

نويسنده ديگاه :محب علی (علیه السلام)  |  تاريخ ارسال : 20 , نوامبر , 2012

آقائی که با اسم علی کامنت دادی با این لحنی که در نظر جنابعالی من دیدم چه به اسم علی شما همان به که از همونی که داری دفاع می کنی اسمتو رو خودت می زاشتی و بعد با حلوا حلوا گفتن دهن شیرین نمیشه که حالا تو هرچی می خوای نثار سایت مدیر اسلام پرس بکن، چی میشود؟اگر یک ذره مردانگی و غیرت داشتی می رفتی به این آدرسائی که نویسنده ی این سایت نوشته مراجعه میکردی بعدش میومدی ادب مذهبتو نشون نی دادی!!من ممنون هستم از زحمات سایت اسلام پرس امیدوارم در این راه موفق باشید.در پناه حضرت حق..به امید دیدار

نويسنده ديگاه :کربلایی رضا نیکوسرشت  |  تاريخ ارسال : 24 , نوامبر , 2012

سلام و ادب
با افتخار لینک شدید.
http://harfedel.net
سایت حرف دل
هیات فرهنگی و مذهبی حضرت یوسف زهرا عج

نويسنده ديگاه :عبدالله  |  تاريخ ارسال : 27 , نوامبر , 2012

ای بی عقلی که اسم خودتوعلی گذاشتی این سایت فقط مطالب علمی رو ارائه میده چرا مثل بزرگاتون از کوره در میری اگه مردی مثل انسان بیا مطالب علمی ارائه بده وجواب بگیرراستی نظرت درباره اینکه هنگامی که عمر بر روی منبر بود احساس کرد که بادی از او خارج شد. گفت ای مردم من مخیر شدم بین اینکه از شما بترسم در کار خدا و یا اینکه از خدا بترسم در کار شما پس ترجیح دادم که از خدا بترسم پس بدانید که من چـون بادی از من خارج شد و الان برای تجدید وضو از منبر پایین می آیم.
چیه
_________

اسناد : عيون الاخبار ابن قتبة دينوري – چاپ مکتبة المصرية – جلد ١ – کتاب السؤود – باب تواضع الاعمش – صفحه ٢٦٧ .

نويسنده ديگاه :عایشه  |  تاريخ ارسال : 24 , ژانویه , 2013

ببینید دوستان حضرت عمر به ایران لشکر کشی کرد ولی اسلام را تحمیل نکرد چرا که او بر نص صریح قران(لا اکراه فی الدین)اهتمام می ورزید.ولی اگر همین عمر نمی بود چه کسی می خواست اسلام را به ایرانیان اتش پرست بشناساد.ایرانیانی که نامه رسول خدا را پاره کردند.پس تمامی ایرانیان اسلامشان را مدیون شجاعت عمر (رض)هستند!پس از شما خواهش می کنم دست از گزاف گویی برداری وبادید روشن به مسئله بنگرید.

نويسنده ديگاه :سعید عبدالمالکی  |  تاريخ ارسال : 25 , ژانویه , 2013

عایشه خانوم! ما حرف شمارو قبول کنیم یا علماتون که میگند اسلام ایرانیان مدیون و مرهون شمشیرهای خلیفه دوم هست؟؟ما هم عقیدمون بر اینه که اسلام ایرانیان نه از روی ترس بوده و نه هراس و عمدتا ایرنیان وقتی برتری و حقیقت دین اسلام بر آئین زرتشت مشخص شدش مسلمان شدند همانند حضرت سلمان یارباوفای حضرت پیامبر(صلی الله علیه و آله) و حضرت علی(علیه اسلام).
در ضمن فرمودین که شجاعت عمر، وقتی عمر در جوانی اش به اذعان خودش در جنگ ها فرار میکرده و بعضا در کتب خودتون اومدست که مثه بز کوهی فرار میکرده حالا شما می خوای بگی که در اواخر عمرش و اونهم درپیریش این شجاعت به یاد عمر افتاده و سراغش اومده؟؟؟

نويسنده ديگاه :عبدالله  |  تاريخ ارسال : 2 , فوریه , 2013

عایشه خانوم شما میگید عمر به نص صریح قران عمل کرده یه سوال دارم لطفاجواب بده.در سوره نجم خداوند میفرماید(وماینطق عن الهوی.ان هوالاوحی یوحی)پیامبراز روی هوی وهوس حرف نمیزندوگفتارش چیزی جز وحی نیست . حالا بفرماییدچرا عمر در لحظات آخر عمر شریف پیامبر ایشان را به هذیان گویی متهم کرد دو حالت دارد یا اینکه خلیفه شما این ایات را نشنیده بود؟یا اینکه به نص صریح قران عمل نکرده؟که در دو حالت خلافتش زیز سوال میرود
(البته برای ما محرز است ولی برای برادران اهل تسنن هم مسئله دار خواهد شد)

نويسنده ديگاه :بسم الله تاجیک  |  تاريخ ارسال : 24 , فوریه , 2013

اگر عمر ابن خطاب (رض) نبود واسلام را به ایران هدیه نمی داد
من وشما خواهر ومادر را مان را نمی شناختیم

بروید شکر کنید که مردی شیر دل مانند حضرت عمر (رض) شما را به دین اسلام دعوت کرد

به قرآن این بی انصافیه که شما در برابر عمر بن خطاب (رض) این گونه سخن می گویید
بترسید از روز جزاء

نويسنده ديگاه :عبدالله  |  تاريخ ارسال : 26 , فوریه , 2013

مثل خلفاتون دروغگونباش وجدانا 2نمونه از دلاوریهای عمر بگو بعد بگو شیر دل ولی اگه بگی بزدل حق داری چون خودش میگه در جنگ احد مثل بز فرارکردم از ابن جرير از كليب وارد شده است كه كليب گفت : عمر در روز جمعه سخنراني كرد و سوره ( آل عمران ) را خواند ، عمر زماني كه سخنراني مي كرد و آيات را مي خواند تعجب مي كرد ، پس زمانيكه به اين قسمت از آيه رسيد ( ان الذين تولو منكم يوم التقي الجمعان ) گفت : ما در روز جنگ احد در ميدان جنگ بوديم و آنجا شلوغ بود ، پس من فرار كردم تا به بالاي كوه رسيدم ، پس ديدم كه مانند بز كوهي از كوه بالا مي روم ، و مردم مي گويند : محمد كشته شده است.اين مطلب در كتاب درالمنثور – چاپ مركز هجر للبحوث و الدراسات العربية و الاسلامية – جلد ۴ – صفحه ۸۱ و تفسير سوره آل عمران ( آيه ۱۵۵ ) موجود مي باشد.

نويسنده ديگاه :علی  |  تاريخ ارسال : 13 , آوریل , 2013

اگر اسلام ایرانیان از جانب عمر است بفرمایید پس چرا ایرانیان ، شیفتگان عمر نیستند ؛ بلکه سینه چاک مرد مردان علی مرتضی ، و اهل بیت پاک رسول خدا (ص) هستند ؟!!!!!!!!!!!!!!!!!
این نشان از یک انتخاب آگاهانه است نه یک اسلام زوری !!!!؟؟؟!!!

نويسنده ديگاه :مهدیb  |  تاريخ ارسال : 18 , می , 2013

به به چقدر نظر
اگر امروز من شمشیر بر گردن شما گذارم و مجبورتان کنم دین و مذهب من را داشته باشید چه می کنید؟
یا قبول نمی کنید که من  حتما شما را خواهم کشت۰
یا قبول می کنید۰ پس آن همه سنگ دین و مذهبتان را که به سینه میزدید چه می شود؟
آفرین بر شما درست گفتید
آری شما ظاهرا پذیرفتید اما می دانید که در دلتان چیز دیگری است۰
همین قدر کافیه یا ربطش بدم به جناب عمر؟
بله درسته همه ی ما دارای شعور هستیم پس کافیه
با این همه تفاسیر من حاضرم کف پای عمر را در یک صورت ببوسم۰
اگر مردم و در برزخ دیدم حق با عمر بوده حتما کف پایش را خواهم بوسید ولی اگر دیدم حق با او نبوده مجبورش خواهم کرد کف پایم را ببوسد۰
خیلی منصفانه است

نويسنده ديگاه :عليرضا  |  تاريخ ارسال : 19 , می , 2013

هيچگاه اهل سنت نگفته است كه بايد كف پاي حضرت عمر و اسب ايشان را بوسيد دوم اينكه اگه حضرت عمر فرد گناهكار و غاصب خلافت بود چرا پيامبر لقب فاروق را به او نسبت داد يا اينكه شما آيات قرآن را نميخوانيد كه خداوند از مهاجرين و انصار و كسانيكه از آنها پيروي كردند راضي شده و بهشت را براي آنها آماده كرده است و چرا همه ي مسلمانان از ايشان به نيكي پيروي كردند؟حال سوال من از شما:ايا خداوند حضرت عمر را نيافريده است؟و نميداند او چه كسي است پس چرا ايه نازل فرمود دال بر بهشتي بودن ايشان وآيا در مورد فضايل ايشان مطالعه كرده ايد؟

نويسنده ديگاه :سید محسن حسینی  |  تاريخ ارسال : 20 , می , 2013

با سلام و عرض ادب و احترام بنده بدون هیچگونه تعصبی مطالب ذیل را بیان میکنم و کاری هم به کتب روایی و حدیث چه شیعه و چه سنی ندارم و با استدلال عقلی و نمونه و شاهد عینی میگویم .باید دانست که کشور ایران بارها در طول تاریخ توسط قومیت های مختلفی مورد تجاوز و اشغال قرار گرفته است لکن ایرانیان هیچگاه تابع تفکرات اشغالگران قرار نگرفته بلکه به عکس آنها را مجبور به پذیرش فرهنگ عالی خود نموده اند.نمونه مجمل آن تبعیت مهاجمان مغولی از فرهنگ ایرانی و شاهد عینی آن سلطان محمد خدابنده و یا گوهرشادآغا که گنید آن یکی در زنجان و مسجدی که این یکی در مشهدالرضا تاسیس کرده اند هنوز هم پابرجاست.لهذا به جرات میتوان گفت که ایران در زمان خلافت عمر « اشغال » شده نه اینکه عمر ایران را فتح کرد.از منظر یک اشغالگر پیروزی یک نوع فتح بحساب میآید وتردیدی در این موضوع نیست.عمر یک اشغالگری بیش نیست و همیشه اشغالگران به هر دین و آیینی که باشند مورد نفرت اشغال شدگان قرار دارند.قضیۀ اشغال فلسطین و رفتار اشغالگر و اشغال شده را تصور کنید انهم در عصر حاضر.آن موقع که اسلام را به ایرانیان عرضه کردند چرا ایرانیان دو فرع محکم از فروع دین یعنی نماز و روزه را به نام عربی آن یعنی صلاة و صوم نپذیرفتند و آن دو فریضه را به لفظ هم اکنونی که رایج است پذیرا شدند. دلیلش کاملا واضح است و آن اینکه ایرانیان در طول تاریخ همیشه موحد بودند و هیچگاه سراغ الهه های ساخت دست فکر و صنع خود نرفته اند و این دو فریضه را میشناختند و به آن عمل میکردند ولی مسائلی نظیر خمس ، حج ، جهاد ، … را با همان لفظ و نام عربی پذیرا شدند و به آنها عمل کردند.مطلب پایانی اینکه مگر نبی مکرم اسلام(ص) قریب به این مضمون نفرموده اند:امروز شما دین را به ایرانیان عرضه میکنید ولی فردا همین دین راآنها به شما خواهند آموخت.در خاتمه بهتر است کتاب شریف «خدمات متقابل اسلام و ایرانیان» اثر گرانسنگ استاد شهید مطهری را هم مطالعه کنید.

نويسنده ديگاه :عليرضا  |  تاريخ ارسال : 20 , می , 2013

آقاي سيد محسن حسيني آيا تاريخ ايران و يا اسلام را خوانده ايد .ايرانيان زردتشت بودند و آتش را مي پرستيدند ودر مورد حمله اسلام به ايران ،حضرت عمر ايران را اشغال نكرد بلكه به تصرف اسلام و مسلمانان در آورد همانطور كه اسلام گفته است

نويسنده ديگاه :مهدیb  |  تاريخ ارسال : 22 , می , 2013

سلام و درود من بر علیرضا
پس که گفته؟آیا معقول است که بگوییم اهل تشیع این ها را از خود درمی آورند و بعد به فکر دفاع و پاسخ می افتند؟ آیا عمر خلافت را در زمان حیات پیامبر غصب نمود؟ تا آن جایی که من می دانم لقبش قبل از غصب خلافت بوده۰۰مگر خداوند شیطان را به دلیل عبادت فراوان تا مقام فرشتگان بالا نبرد؟ پس چرا بعدا او را طرد کرد؟
تا آن جا که من مطلع هستم بعد از اینکه در واقعه ی غدیر پیامبر علی را به عنوان جانشین انتخاب کردند آیه نازل شد که امروز دین کامل شد و من از شما راضی شدم۰
امروز این همه مسلمان از عمر و امثال عمر پیروی می کنند آیا نگاهی به وضع مسلمانان دنیا انداخته اید؟ آیا خداوند دین را فرستاد تا این وضعیت ما باشد؟ نه برادر من اگر گذشتگانتان همان دینی را که خدا می خواست می پذیرفتند امروز فقر و نادانی در میان مسلمانان نبود امروز جهان سوم نبودیم بلکه امروز در همه چیز اول بودیم۰
خداوند خالق همگان است۰
نمی دانم خداوند چه آیه ای را دال بر بهشتی بودن شخص عمر نازل فرموده اگر شما می دانید بگویید تا ما هم بدانیم۰
در مورد عبادات شیطان و فضایلش می دانم ولی از فضایل جناب عمر خبری ندارم۰

نويسنده ديگاه :فدک  |  تاريخ ارسال : 22 , می , 2013

از کی تا بحال حمله به کشورها وچپاول ثروتهای آنان شده تصرف؟تفاوت پیامبر(ص) باعمراین بود که حب قدرت نداشت وفقط رسالتش را به مردم ابلاغ میکرد (وما ارسلناک الا مبشرا ونذیرا)وهیچگاه نفرمود با خونریزی وزور مردم را با دین اسلام دعوت کنید بلکه همیشه با عطوفت ومهربانی مردم را به دین مبین اسلام دعوت میکردحالا من از شما میپرسم آیا حاضرید دین کسی را که خانه وکاشانه شما را ویران و دختران و زنانتان را به اسارت ببرد بپذیرید؟ اگر کمی وجدان وتعصب داشته باشید قطعا قبول نمیکنید.پس نتیجه میگیریم که اسلام ایرانیان از ترس نبود بلکه از روی عقل بود البته نه اسلام عمری بلکه اسلام محمدی.

نويسنده ديگاه :حجربن عدی  |  تاريخ ارسال : 23 , می , 2013

مسئول محترم سایت بنده نظرم رادررابطه با دیدگاه آقای مهدیb باعنوان (دمت گرم نظرتو قبول دارم)نوشته بودم ولی اشتباها بعد از نظرعلیرضا قرار گرفته لطفا اصلاح نمایید.بنده خدا فکر نکنه کسی نظرشو تایید کرده

نويسنده ديگاه :عليرضا  |  تاريخ ارسال : 4 , ژوئن , 2013

فدك عزيز اگه حضرت عمر به فكر غارت و چپاول بود چرا براي خود كاخي نساخت؟يا چرا همواره به فكر حل مشكلات مسلمانان و جهاد بود؟يا چرا مسلمانان ديگر مخصوصا حضرت علي كه وزير ايشان بود اعتراضي نكرد؟و آيا نميدانيد خداوند مهاجرين و انصار و كسانيكه به نيكي از آنها پيروي كردند را بهشتي معرفي ميكند!

نويسنده ديگاه :پدرام  |  تاريخ ارسال : 4 , ژوئن , 2013

علیرضا گرامی منم با این یادداشتی که سای قرارش داده و حرف های فدک موافقم، امّا اینکه گفتی چرا عمر برای خودش کاخ نساخت تاحالا خسر الدنیا و الآخرت بگوش مبارکت خورده؟ تازه بعد از اون همین فردی که ازش نام میبری گرامی یه تحقیقی در موردش بکن که اطرافیاش چکاره بودند و یا اینکه والیانی که بکار گذاشته بود در ایالت ها چه زندگی ای داشته.و اما حرف های شما یه نکته ی دیگری رو هم در برداره درسته که عمر برای خودش کاخ نساخت اما عثمان که بعد از عمر بر تخت نشست چی؟ پس عثمانی که زندگی اشرافیتی داشته و دیگه از ریاضت های خلیفه اول و دوم در خلیفه سوم خبری نداریم پس چه؟ و یا خال المومنینتان معاویه که انقدر دوستش دارید که کاخ هائی ساخت که به کاخ های قیصر و کسری میگفت برید کنار من اومدم چی؟ پس طبق فرموده ی شما حتما اینا بد بودند نه؟ و در ضمن گفتی که حضرت علی وزیر عمر بوده! گرامی بهتر نبود یه ذره میرفتی تحقیق میکردی بعد اون چیزائی که برخی از علماتون که تو کلیپا میگن رو جستجو نکردی نپذیری!؟ حضرت علی در هیچ کتابی نیومده که وزیر عمر بوده بلکه آمده است به عمر مشورت میداده اونهم بخاطر بنیان اسلام و این دلیلی نمیشه بر حقانیت عمر تازه یه چیز دیگه شما وزیر بودن و یا شمورت دادن حضرت علی را می خواهی دلیلی بر مشروعیت عمر بشمری! عزیز کسی که مشورت و وزارتش بکسی لازمه مشروعیت آن فرد هست صد البته خودش از آن فرد بالاتر است! شما افضل را ترک کردی چسبیدی به مفضول؟

نويسنده ديگاه :فدک  |  تاريخ ارسال : 5 , ژوئن , 2013

این هم نمونه ای از مخالفت امیرالمومنین علی (ع) باعمر از کتب خودتون ؛ عمر در یک مناسبتی به علی علیه السلام و ابن عباس گفت :
” فلما توفی رسول الله صلی الله علیه واله ، قال ابوبکر : انا ولی رسول الله …فرایتماه کاذبا آثما غادرا خائنا …. ثم توفی أبوبکر فقلت : انا ولی رسول الله صلی الله علیه وآله ، و ولی ابی بکر ، فرایتمانی کاذبا آثما غادرا خائنا …. ”
وقتی رسولخدا ص وفات نمودند ابوبکر گفت من ولی رسول الله هستم ؛ ولی شما اعتقاد داشتید که او دروغگو ، گنهکار ، حیله گر و خائن است ….. و وقتی ابوبکر وفات نمود من گفتم ولی رسولخدا وابوبکر هستم ، باز شما اعتقاد داشتید که من دروغگو ، گنهگار ، حیله گر وخائن هستم …” صحیح مسلم / ج ۵ / ص۱۵۲ / کتاب جهاد / باب ۱۵/ حکم الفی /حدیث ۳۳۰۲ — فتح الباری جلد۶ صفحه ۱۴۴– کنزالعمال جلد۷ ص ۲۴۱ فقط لطفا خوب دقت کنید.ببینید حدیث بخوبی دیدگاه حضرت علی علیه السلام را نسبت به ابوبکر وعمر برای ما و هر انسان آزاد اندیشی بیان می نماید
خوب دقت کنید حدیث جواب محکمی است بر آنانی که امروز شبهه افکنی کرده ومی گویند : شیعیان دروغ می گویند که علی علیه السلام با خلفا مشکل داشته و آنها را تائید نکرده است . بعد دلیل می آورند که اگر علی علیه السلام با آنها مشکل داشت هرگز با آنها همکاری نمی کرد

در جواب باید گفت :
اولا : علی علیه السلام علت همکاری خود را در جاهای متعدد نهج البلاغه بیان نموده .
دوما : شما برای این حدیث که در دومین کتاب معتبر شما بعد از قرآن ، ذکر شده ، آن هم از زبان عمر چه جوابی دارید ؟؟؟؟

البته این حدیث در صحیح بخاری ( کتاب النفقات / باب حبس النفقه / حدیث ۴۹۳۹ ) اولین کتاب معتبر اهل سنت بعد از قرآن نیز ذکر شده است ؛ اما بخاری برای حفظ حرمت ابوبکر و عمر ، نظر علی علیه السلام و ابن عباس را که به ضرر آن دو بوده حذف کرده و به جایش کذا وکذا نوشته است .
عزیزان دارای عقل آیا کسی که دارای این چهار صفت زشت ( دروغگو ، گناهکار ، حیله گر و خائن ) باشد ، می تواند لیاقت مقام خلیفه مسلمین بودن را داشته باشد ؟؟؟؟ قضاوت با شما !!!!
و مطلب آخر اینکه به اتفاق شیعه وسنی ، علی علیه السلام باب شهر علم رسول الله است و به طور یقین دیدگاه او بالاترین دیدگاه ها خواهد بود او هرگز به تبع نفس خویش سخن نخواهد گفت ؛ چرا که به اجماع مسلمین علی (ع) از اهلبیت است و خدا آنان را از هر آلودگی پاک و منزه نموده است . وهیچ گاه وزیر عمر و امثال ذالک نبوده (اناهدیناه السبیل اما شاکرا واما کفورا)

نويسنده ديگاه :مهدیb  |  تاريخ ارسال : 5 , ژوئن , 2013

آه ای علیرضا
می گویند انسانی را که خواب است می توان بیدار کرد ولی کسی که خود را به خواب زده است هرگز
امثال شما را نمی توان هدایت کرد چرا که شما مبانی اعتقادی و اصول باوری خود را هم نمی دانید۰ شما نمی دانید چه چیزی را قبول دارید و چه چیزی را قبول ندارید
تقلید شما از عالمان مذهبتان اساس عقلی ندارد۰
شما فکر می کنید مباحت دینی هم مانند طرفداری از تیم فوتبال محبوبتان است که یک چیز طرف مقابل می گوید و یک چیز را هم شما روی آن گذاشته و نثار او می کنید و کاری به این ندارید که حق با چه کسی است
کدام عالم بزرگ شیعه را می شناسید که سنی شده؟
وقتی یک عالم بزرگ سنی شیعه می شود یعنی می داند چه چیزی را قبول داشته و اکنون چه چیزی را قبول دارد
مگر انسان چقدر عمر می کند؟ خب فردای قیامت سوال و جواب داریم علیرضا

نويسنده ديگاه :ابوذر  |  تاريخ ارسال : 11 , ژوئن , 2013

درود و سلام خدا بر همه رهپویان علی بن ابی طالب.
من سوالی دارم از کسانی که حضرات ابوبکر و عمر و عثمان را به عنوان جانشین رسول خدا می شناسند.
آیا قرآن از دهان مبارک رسول خدا بیان نشده است؟ آیا سخنان پیامبر را به عنوان راستی قبول دارند یا خیر؟ اگر قبول ندارند که هیچ تکلیف مشخص است اما اگر قبول دارند پس چرا قرآن را می پذیرند اما دیگر جملات پیامبر را نه. مگر پیامبر نگفت علی مع الحق و الحق مع علی. آیا واضح تر از این دلیل بر حقانیت حضرت علی می توان یافت؟ همان کسی که قرآن را برای ما هدیه آورده همان شخص علی را مظهر حق و حقیقت می داند. فرض که سه تن خلفا انسانهای بسیار خوبی بودند. آیا خوب بودن دلیل بر مشروعیت افراد بر حکومت می شود؟ اگر خوبی افراد می تواند دلیل بر حکمرانی شود که دنیا پر است از آدمای خوب و خداشناس.
یه سوال دیگه. مگه نه اینکه حضرات ابوبکر و عمر و عثمان از جانب خدا انتخاب نشده اند؟ با این تفاسیر هر کس دیگه ای می توانست خلیفه و جانشین پیامبر شود. پس دلیل تعصب اهل سنت بر این سه تن چیست؟

نويسنده ديگاه :ابوذر  |  تاريخ ارسال : 11 , ژوئن , 2013

با سلامی دوباره.
من یه نمونه میارم. امیدوارم به روشن شدن مطلب کمک کنه. فرض بگیریم تو یه سازمانی داریم کار می کنیم. آیا صرف اینکه من یه فرد کاربلد و آگاه به امور هستم می تواند مجوز من برای اعمال قانون باشه یا نیاز به مجوز مقام بالاتر دارم؟ قطعا کارشناس بودن من این حق رو به من جهت اعمال قانون نمیده مگر اینکه مقام بالادستی به من این اجاره رو بده. در امر حکومت هم همین موضوع صادقه. اینکه من قرآن بلدم و در جهت پیشرفت اسلام تلاش کردم مجوز من برای اعمال قانون اسلام نیست. مجوز باید از مرکز قدرت که همانا ذات احدیته صادر بشه.

نويسنده ديگاه :مهدیb  |  تاريخ ارسال : 11 , ژوئن , 2013

خلفای اهل سنت غاصب هستن می گویید نه؟ پس خوب بنگرید وتفکر کنید
پیامبر اکرم فرمودند من شهر علم و علی در آن است پس هر کس آهنگ شهر دارد باید از در آن وارد شود
حضرت علی در خطبه ۱۵۴ نهج البلاغه در اشاره به مقام و منزلت خود و اهل بیت می فرمایند ما خاصگان و یاران و گنجوران نبوت و درهای رسالتیم به خانه ها جز از درهای آن نتوان وارد شد و آن که جز از در به خانه درآمد به حق دزدش نامند
اگر جمله ی سطر اول را قبول ندارید پس سخن حضرت علی را قبول ندارید پس حضرت را قبول ندارید و اگر حضرت علی را قبول ندارید پس سخن پیامبر اسلام را قبول ندارید پس پیامبر را قبول ندارید و اگر پیامبر را قبول ندارید پس خداوند را هم قبول ندارید آیا شما اینگونه اید؟

نويسنده ديگاه :مهدیb  |  تاريخ ارسال : 11 , ژوئن , 2013

جناب مدیر سایت
چرا امانتداری نمی کنید؟ من در سطر اول دقیقا لفظی را به کار بردم که معصوم عینا آن را به کار برده بودند
لابد ترسیدید شیعه انگ تفرقه اندازی بگیرد
این خوابی که اهل سنت در آن فرورفته اند را تلنگر کفایت نمی کند گاهی سیلی سودمند تر است
اما در جواب آنان که ما را به تفرقه اندازی متهم می کنند می گویم
اتحاد بین شیعه و سنی در برابر دشمنان اسلام و قرآن است
اگر شما به مبارزه با این دشمنان رفتید بدانید که شیعه مثل کوه پشتیبان شما است
وبا جان و مال خود از شما حمایت خواهد کرد و شما را تنها نخواهد گذاشت وهمین طور از شما انتظار داریم که در مبارزه با دشمنان پشت ما را خالی نکنید لااقل اگر کمکمان نمی کنید دیگر نمک بر زخم های ما نپاشید
دشمنان ما قدرتمند و نامرد هستند و با تمام قوا و نیرنگهایشان سعی در نابودی ما را دارند آگاه باشید که آنها هیچ گاه به سود ما کاری انجام نمی دهند آنان همچون شیطان خوب را بد و بد را خوب جلوه می دهند دینتان را با ایمان و شعورتان حفظ کنید
اما بحث هایی که به مانند این سایت صورت می گیرد مصداق تفرقه نیست ما در اینجا که به هم فحش نمی دهیم من و شما بحث علمی می کنیم ما با منطق و استدلال و شعور از افکارمان دفاع می کنیم
پیامبر ما که درود خدا بر او و خاندان مطهرش باد فرمود ای علی در مسابقه تقرب  به خداوند اگر بر مرکب علم و دانایی و اندیشه سوار شوی از هر کس دیگری حتی آنان که با نماز و روزه به سوی خدا می شتابند پیشی می گیری و به قرب خداوند نایل می شوی
بیایید از روی تعصب نماز نخوانیم بیایید با تفکر بدانیم در نمازمان به چه کسی و به چه دلیلی وچه چیزی می گوییم
التماس دعا یا علی 
لطفا این نظر را نمایش دهید

نويسنده ديگاه :ابوذر  |  تاريخ ارسال : 11 , ژوئن , 2013

آقا مهدی از نظر من حرفت کاملا منطقیه. امیدوارم آنچه که منطق ما می پذیرد قلبهایمان هم بپذیرند. امیدوارم قلبهایمان مصداق آیه فی قلوبهم مرض نباشد.

نويسنده ديگاه :ابوذر  |  تاريخ ارسال : 11 , ژوئن , 2013

آقا مهدی سخنان شما از نظر منطقی عقلایی و خردمندانه است. اما ما آدمها سخنان را با قلبمان می پذیریم. به گواهی تاریخ کلیه مسلمانان صدر اسلام حضرت علی را جانشین بر حق پیامبر می دانستند. اما قلب آنها این اجازه را به آنها نمی داده بر اساس منطقشان عمل کنند. ایمان آدمی در قلبش است. مسلمان بودن با مومن بودن بسیار متفاوت است. به یاری خدا و با ظهور حضرت حجت, حجت بر همگان تمام خواهد شد. در آن هنگام میخ آهنین را هم در سنگ فرو می کنیم. ان شاء الله.

نويسنده ديگاه :مهدیb  |  تاريخ ارسال : 12 , ژوئن , 2013

سلام بر ابوذر
حرف شما متین اما ایمان از چه طریقی حاصل می شود؟
من ایمانم را از پدر و مادرم ندارم من با تفکر و تدبر و دیدن عاقبت گذشتگان به ایمان رسیده ام
مطلب شما
کسانی که در صدر اسلام خلاف کردند عقل که داشتند اما ایمان نداشتند۰
چرا ایمان نداشتند؟ چون آفت العقل الهوی چون این عقلی که باید با آن به ایمان برسند دچار هوای نفس شده بود
علم چون بر دل زند یاری شود
علم چون بر تن زند باری شود
و از میان اصناف بندگان تنها مردمان عالم و دانا مطیع و خداترس اند
آیات قدرت خدا برای متفکران پیداست
در خلقت آسمان و زمین و رفت و آمد شب و روز روشن دلایلی است برای خردمندان عالم
باشد که تفکر کنید باشد که بیاندیشید باشد که تدبر کنید
حال که با تعقل و تفکر حق را یافتید آنگاه ایمان باید است چراکه علمی که به ایمان نرسد هادی نیست حال که به ایمان و تقوی رسیدید توکل باید است
تکیه بر تقوی و دانش در طریقت کافری است
راهرو گر صد هنر دارد توکل بایدش

نويسنده ديگاه :حامد  |  تاريخ ارسال : 12 , ژوئن , 2013

ازتمام مسلمان جهان خواهشمندم كه به خود بيايند وبه ياري خدا ايمان خودرابه خداي يكتاقوي كنند زيرابه تازگي بردگان شيطان برضد مسلمانان وافراد نا آگاه دست به عمل شده اند

نويسنده ديگاه :رضا  |  تاريخ ارسال : 26 , جولای , 2013

اسلام آوردن ایرانیان مدیون سلمان فارسی است نه عمر
زیرا هنگامیکه ایرانیان در کاخ مدائن جمع شدند سعد ابن ابی وقاص بدلیل استقامت وسلحشوری ایرانیان عقب نشینی کرد ودر اندیشه حل مشکل برآمد سرانجام به این نتیجه رسید که دست به دامن سلمان فارسی شود لذا از او تقاضا کرد به هر نحوی که صلاح میداند قضیه را فیصله دهد پس از آن سلمان فارسی به کاخ مدائن رفت ایرانیان به او گفتند :کیستی. گفت من فرستاده مسلمانانم.امده ام بگویم این قلعه را تسلیم ما کنید هیچ اسیبی به شما نمیرسد.آنان چون جنایات سربازان عمر را دیده بودند بر تصمیم خود پافشاری می کردند.سلمان پس از ترک ایرانیان از آنها دوری گرفت و ایرانیان شروع به تیر اندازی کردند در این موقع سلمان ایه 25 سوره احزاب را خواند وبا دستسش به تیر ها اشاره کرد وتیر ها به سمت راست وچپ پراکنده میشدند وتیری یه وی اصابت نکرد.ایرانیان وقتی این صحنه را دیدند دوباره با سلمان وارد مذاکره شدند وپس از اینکه دین اورا شناختند سر تسلیم فرود آوردند.فتوح الشام الواقدی ج2.ص204

نويسنده ديگاه :محب مولا  |  تاريخ ارسال : 3 , آگوست , 2013

سلام.برادر من کدوم یک از این کتای هایی که گذاشته بودی اخه از صحاح سته بود؟که تو قسمت صحاح گذاشته بودید

نويسنده ديگاه :خادم الحسین  |  تاريخ ارسال : 17 , آگوست , 2013

سلام
مدت ها بود به دنبال چنین مقاله ای میگشتم ممنون .سایت حضرت ولی عصر واقعا سایت خوبی برای سوال های برادرای سنی هستش .
لو لا علی (ع) لهلک عمر
گر علی نبود عمر هلاک می شد.
یاعلی

نويسنده ديگاه :شایان  |  تاريخ ارسال : 23 , آگوست , 2013

واقعا نظرات این اهل سنت خنده داره!!!
اخه چقد تعصب؟
اخه چقد ادم توی خواب غفلت باشه؟
بابا تورو خدا به خودتون بیاید.
خدایا فرج مهدی فاطمه رو برسون.

نويسنده ديگاه :عمار  |  تاريخ ارسال : 31 , آگوست , 2013

برادران اهل سنت از تعصب فاصله بگیرید .
تمامی پیغمبران بعد از خود جانشین داشتند . پیغمبر در غدیر خم علی را جانشین خود معرفی کرد . به راه راست هدایت شید.
انشاال..

نويسنده ديگاه :سپیده  |  تاريخ ارسال : 19 , اکتبر , 2013

سلام وممنون از اینکه خیانت عمر بن خطاب را فاش کردین.خیانتهایی که تا الان هم پیروانش در حق شیعه مرتکب میشوند وکشتارهای وحشیانه ای که به راه می ادازند

نويسنده ديگاه :محمد  |  تاريخ ارسال : 14 , نوامبر , 2013

جالبه تو قوانین نوشتین توهین نباشه هه البته از شما شیعیان کوفه که امام حسین را شهید کردید بیشتر از این انتظار نمیره دوم یک نفر فقط یک نفر بتونه جواب من رو بده من شیعه میشم که چرا امام علی با اینکه به حرف شما عمر ادم بدی بوده دخترش را به او داد چرا پیامبر دو تا دختر خودش رو به عثمان داد چرا امام حسین با اینها وصلت کرد؟ ایا جوابی دارید با اینکه میدونم این پیام رو نشان نمیدید ولی بروید تحقیق کنید

نويسنده ديگاه :علی  |  تاريخ ارسال : 19 , نوامبر , 2013

خیلی ممنون از سایت اسلام پرس به خاطر این مطالب زیبا و مؤثرش، در پاسخ اون کسی که با اسم محمد کامنت گذاشته است، در سایتای خودتون کلی به اهلبیت و شیعیان توهین میکنید و به مراجع شیعه که علمای بزرگوار ما هستند توهین می کنید؛ هیچی نیست حلاله ولی وقتی یه جایی شیعیان از علماتون، خلفاتون، و کتب شما انتقاد بکند آسمون میاد زمینو آسمون ریسمون می بافید و حرام است!؟؟
در مورد اینکه امام حسین علیه السلام را چه کسی به شهادت رسوند اجمالاً باید بگم که یه کمی تحقیق کن ببین شمر، عمر سعد، خولی، انس و… با دستور چه کسی این جنایات رو انجام دادند!؟ بغیر ابن زیاد!؟ و ابن زیاد ملعون رو چه کسی از بصره بسمت کوفه آوردش!!؟ بغیر یزید ملعون!! یزید را چه کسی خلیفه کرد!؟ بغیر معاویه!؟ معاویه را چه کسی حاکم شام کرد!؟ بغیر خلفای ثلاثه شما!؟ حالا نوه پیامبر را چه کسانی بشهادت رساندند!؟ ما شیعیان یا شما مدعیان اهل تسنّن!
در مورد اینکه حضرت علی امّ کلثوم را تزویج عمر کرد متوجه شدم خیلی تحت تأثیر علمای خودتون قرار گرفتید یه کمی تحقیق می کردی و میدیدی که ام کلثوم اسم نیست بلکه کنیه هستش در ضمن حضرت علی وقتی که با همسر ابوبکر ازدواج کردند دختری قبل از ازدواج آن بانو داشت که عمر آنرا خواستگاری کرد از عایشه و وقتی عایشه این را به آن دختر گفت آن دختر گفت می خواهی مرا با خشن ترین و سرسخت ترین مرد به تزویج در بیاری و در ادامه مطالبی هست که از حوصله کامنت خارجه، اما در مورد اینکه حضرت رسول دو دختر خودشون رو به تزویج خلیفه سوم در آورده است رو اگر یه کم در مورد حرفای مشاهیر و علماتونو دقت و تحقیق میکردی این حرفو نمیزدی آیا شما نمیدانی که جمع بین دو خواهر در اسلام حرام است!؟؟ یعنی رسول خدا مرتکب امر خلاف و حرامی شده!!؟
والسلام علی من التبع الهدی

نويسنده ديگاه :مهدیb  |  تاريخ ارسال : 21 , نوامبر , 2013

امّ‌كلثوم همسر عمر، دختر امير مؤمنان عليه السلام نبود؛‌ بلكه دختر ابوبكر بوده است؛ از جمله يحيى بن شرف نووى، مهمترين شارح صحيح مسلم در كتاب تهذيب الأسماء اين مطلب را نقل كرده
سلام بر محمد
یه جوری گفتی شیعه می شم و برید تحقیق کنید که با خودم گفتم می دونی چه سوالاتی مطرح کرده؟
تو گوگل نوشتم ام کلثوم زن عمر، اولین سایتی که اومد موسسه تحقیقاتی حضرت ولی عصر بود و کلی توضیح به سوال اولت داده بود.فکر کنم نیم ساعته خودت بتونی جوابتو بگیری.
محمد جان فردای قیامت من و تو را بر اساس قدر عقولمان محاسبه می کنند نه این که فلانی چی گفت چی نگفت
شما که به این سایت آمده اید اهل کشف حقیقت هستید و می خواهید برای دینتان زحمت بکشید که در این راه یا عقاید شیعه را می پذیرید یا عقاید قبلیتان محکمتر می شود.
من به فکر دین خودم هستم. اسلام به من گفته حق را بگو و امر به معروف و نهی از منکر کن. من حق را محکم و با استدلال گفتم شما خواه شیعه باش خواه نباش.دین اسلام صاحب دارد او اگر بخواهد همه را بدون کمترین زحمتی هدایت می کند.
همه ی ما جبرا مختاریم.آیا شما می توانی بگویی من نمی خواهم اختیار داشته باشم؟ من نمی گویم جوابی بدهی که من را قانع کنی. من این وسط چی کاره ام؟ شما باید خودت را قانع کنی.
تعصبات بی مورد نه تعصبات منطقی و منافع دنیایی را کنار بگذار و دلایل دو طرف را کامل بررسی کن و با در نظر گرفتن خدا اگر به این نتیجه رسیدی که اهل سنت بر حق است همان طرف را محکم بچسب که این کاری صحیح است و برای ما هم دعا کن.
یا مالک یوم الدین

نويسنده ديگاه :علی نیک  |  تاريخ ارسال : 30 , نوامبر , 2013

بسیار جالب بود خسته نباشید